الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
104
تفسير مجمع البيان (فارسى)
جهت ، ابن عباس در تفسير خود گويد : يعنى آنها بر خطا كارى جرات دارند و دليرند ! لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ : كردار آنها زشت است . لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ : ضمير « هم » به « الكثير » باز مىگردد . چرا علماى ربانى - كه خود را منسوب به خداوند مىدانند - و احبار آنها را از گناه و رشوهخوارى منع نمىكنند ؟ ! كلمهء « ربانى » از رب است مثل « روحانى » از « روح » و « بحرانى » از « بحر » . حسن گويد : منظور از « ربانيون » علماى مسيحى و از « احبار » علماى يهودى است . ديگران گفتهاند : منظور از هر دو « علماى يهودى » است ، زيرا سخن در پيرامون آنهاست . عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ : از تحريف كتاب . و بقولى از سخن ناحق . وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ : رشوه خوارى و حرام . لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ : رفتار آنها زشت است ، زيرا بر معصيت خداوند ، گرد آمدهاند . بدينترتيب خداوند علماى اهل كتاب را به همان لفظى كه خود اهل كتاب را مورد مذمت قرار داد ، مذمت مىكند و آنها را از اينكه وظيفه خود را در مقابل اهل كتاب انجام ندادهاند ، ملامت مىكند . در حقيقت ، بر اثر قصور عالمان دين است كه مردم سركشى و توسنى مىكنند . دلالت آيه از اين آيه ، استفاده مىشود كه ، هر كس نهى از منكر نكند ، مثل كسى است كه مرتكب منكر مىشود . همچنين دلالت مىكند بر اينكه : امر به معروف و نهى از منكر واجب است .